ایمانوئل کانت و مساله روشن نگری ( بخش سوم )

ژوئن 4, 2010

آن گونه که ذکر شد ، کانت  خروج آدمی از نابالغی مقصرانه را مساوی با روشن نگری دانست  و  در ادامه  ، شعار روشن نگری را : شجاع باش در به کار گرفتن فهم خویش ! مطرح کرد .

حال یکی از سوالاتی که در اینجا می تواند خود نمایی کند این است که اساسا چرا آدمی تن به خامی و کودکی و نابالغی خودخواسته و مقصرانه می دهد ؟ و این که  ،چه ویژگی مطلوبی در این رکود فکر ، برای آدمی ، نهفته است که شیرینی فهم را در مذاق آدمی ، بی مزه و غیر جذاب کرده است ؟

ایمانوئل کانت در ادامه مقاله خود ، به این مهم توجه می کند و یکی از دلایلی که باعث می شود شخص به جهل خود خواسته و عدم اراده برای فهم ، رضایت دهد را ، تن آسایی ، راحت طلبی و  ترسویی انسان می داند . او می گوید :

Es ist so bequem, unmündig zu sein

نابالغ ( کودک ) بودن ، بی درد سر است . گویی شخص اندیشه ستیز این گونه می پندارد ،  که تا دیگری ای هست که میتواند سختی اندیشه ورزی را به جان بخرد من چرا ؟ و اساسا تا امکانات راحتی بدن برایم فراهم است ، چرا سختی راهی را به جان بخرم که ابتدایش شناخت موضوعات ارزشمند برای تامل است و نیمه ی راهش آشفتگی و دلشوره ی اینکه چگونه مقدمات فهمی صحیح را برای رسیدن به نتیجه ای معقول فراهم کردن است و انتهایش ترس از اشتباه در ابتدا و نیمه ی راه است و بالتبع مشکوک بودن نتیجه .

کانت طرز تلقی آن ها را این گونه توصیف می کند ، که آن ها گویی می گویند : تا کتابی هست که برایم اسباب فهم است ، تا کشیش غم گساری هست که در حکم وجدان من است و تا پزشکی هست که می گوید چه باید خورد و چه نباید خورد و … دیگر چرا خود را به زحمت اندازم . اگر پول اش فراهم باشد ، مرا چه نیازی به اندیشیدن است ؟ دیگران این کار ملال آور را برایم ( و به جایم ) خواهند کرد .

کانت عمده آدمیان و ننیز تمامی جنس لطیف ( بانوان ) را ، در زمره افرادی می داند که خود اندیشی را دشوار و خطرناک و فرو ماندن در نابالغی را ، راحتی و آسودگی می پندارند . از نظر کانت این امر ( رضایت دادن به باقی ماندن در نابالغی ) ذاتا ناپسند و مضر است ، اما آن چه از این بدتر است این است که در این میان عده ای سودجو ، که بقایشان در استمرار نابالغی این افراد است ، با همتی مضاعف به تحمیق این افراد ، اقدام می کنند و راه هموار اندیشه ورزی را کوره راه می نمایانند و علائم راهنمای راه را ، همچون شکلک های دلهره آور ، و نهایتا این که خود را به عنوان منجیانی دلسوز در مقام قیم برای عامه مردم می گمارند . اینان در رابطه ای متقابل و در تعاملی پایدار به کثرت و تنومندی هم کمک می کنند . یعنی جماعت نابالغ با رسوب در نادانی خود ، راه را برای عرض اندام کردن این قیم ها ، هر روز فراهم تر از دیروز می کنند و در مقابل ، این قیم های به ظاهر دلسوز ، با ترساندن عامه مردم از صعوبت راه اندیشه ورزی و احتمال خطای در فهم ، آن ها را هر ورز مصمم تر می کنند در این که باز هم نیندیشند .

ادامه دارد …


تعریف ایمانوئل کانت از روشن نگری ( بخش دوم )

مه 28, 2010

ایمانوئل کانت فیلسوف عصر روشنگری

ایمانوئل کانت در ابتدای مقاله خود روشن نگری را اینگونه تعریف می کند :

Aufklärung ist der Ausgang des Menschen aus seiner selbst verschuldeten Unmündigkeit. Unmündigkeit ist das Unvermögen, sich seines Verstandes ohne Leitung eines anderen zu bedienen

روشن نگری ( Aufklärung ) خروج آدمی است از نابالغی ی  ( کودکی = Unmündigkeit ) به تقصیر خویشتن خود ( selbst verschuldet ) . او سپس منظور خود از نابالغی را اینگونه بیان می کند که : نا بالغی ، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است ، بدون هدایت دیگران .

توضیح آن که : از نگاه کانت  انسان ( هر چند که گذر زمان او را به بلوغ جنسی رسانده باشد ) از آن جهت که ساختار وجودش بر مبنای فکر پایه ریزی شده است ، می تواند با دو نوع نابالغی روبرو باشد .

الف : نابالغی ای که شخص آدمی ،  در فروماندن در آن بی تقصیر است و آن وقتی است که فرد اساسا ازقدرت فهم و تحلیل مسائل پیرامون خود عاجز باشد . و این خود می تواند دو صورت داشته باشد و آن اینکه ، یا اساسا فرد از داشتن ابزار فهم و تحلیل که همان عقل باشد محروم است . مانند دیوانگان  و یا اینکه ، ابزار فهم را دارد ولی هنوز از نظر فکری به بلوغی که بتواند تحلیل مسائل بکند و از این ابزار استفاده تام ببرد  ، نرسیده است . همانند کودکان . از منظر کانت برای این قسم افراد نابالغ نسخه روشن نگری و روشن اندیشیدن ، بی معناست . چرا که اینان با قصد و اراده ، خود را در این مرحله ( عدم فهم و آگاهی ) محصور نکرده اند .

ب : نابالغی ای که شخص مقصرانه خود را در آن نگاه داشته است و آن وقتی است که شخص ، ابزار فهم و تحلیل که همان عقل باشد را در اختیار دارد ، ولی اراده ای بر اندیشه ورزی و خود اندیشی ندارد و یا بر فرض ارداده فهم ، بنا به دلایل مختلف شجاعت ورود به عرصه ی تحلیل مسائل پیرامون را از خود ستانده است . ( و یا از او ستانده اند ) و خود خواسته خود را تحت سیطره اندیشه ی عده ای دیگر قرار داده است .

کانت به عنوان یک فیلسوف ، افراد نابالغی که در دسته دوم قراد دارند  را مورد خطاب قرار می دهد و می گوید : روشن نگری آن است که آدمی خود ، در باره مسائل پیرامونش بیندیشد واز زیر  سایه سنگین تفکر دیگران خود را به در آرد

کانت شعار روشن نگری را این گونه فریاد می کند :

Habe Muth dich deines eigenen Verstandes zu bedienen! ist also der Wahlspruch der Aufklärung

شجاع باش در به کارگرفتن فهم ( Verstand ) خویش ! این است شعار روشن نگری .

ادامه دارد …


روشن نگری چیست ؟ از منظر ایمانوئل کانت ( بخش اول )

مه 23, 2010

تندیس ایمانوئل کانت در زادگاهش کونیگزبرگ

تندیس ایمانوئل کانت در زادگاهش کونیگسبرگ

اگر از  ایمانوئل کانت ( Immanuel Kant ) فیلسوف شهیر آلمانی ( 1724 / 1804 ) به عنوان  یکی از قابل احترام ترین و اثرگذارترین فیلسوفان مغرب زمین یاد کنیم ، قطعا سخنی به گزاف نگفته ایم . فیلسوفی که در طول حیات خود بالغ بر سی اثر فلسفی و غیر فلسفی از خود به  جای گذاشت که از جمله مهم ترین آثار فلسفی او از  : ( Kritik der reinen Vernunft  )  نقد عقل نظری  ، ( Kritik der praktische Vernunft ) نقد عقل عملی ، ( Kritik der Urteilskraft ) نقد قوه حکم  و ( Die Methaphysik der Sitten ) مابعد الطبعیه اخلاق ؛ می توان نام برد .

در میان مجموعه آثار کانت به مقاله ای برمیخوریم تحت عنوان پاسخ به سوال روشن نگری چیست ؟ ( Beantwortung der Fage : Was ist Aufklärung )  این مقاله علی رغم حجم کم ، حاوی  نکاتی  بدیع و روشن گرانه است  . نکاتی که با گذشت 226 سال از گوشزدشان توسط کانت ، هنوز نیز قابل تامل و بهره وری هستند و تازگی خود را از دست نداده اند .

نوشتن این مقاله را کانت در  سی ام سپتامبر 1784 به پایان برد ، که  در شماره دسامبر همان سال در مجله برلینیشه موناتسشریفت انتشار یافت . این مقاله در واقع پاسخی بود به طرح پرسشی چالشگرانه از سوی کشیش پروتستان اهل برلین به نام یوهان فریدریش تسولنر/ زولنر( Johan Friedrich Zöllner ) که در ذیل مقاله ای که در مخالفت با نکاح عرفی و دفاع از تزویج کلیسایی ، شرعی در سال 1783 در مجله فوق الذکر ، نوشته بود ، سوالی را تحت عنوان : به راستی روشن نگری چیست ؟ ، عنوان کرده بود .

نخستین پاسخ به این سوال را موسس مندلسزون ( Moses Mendelssohn ) و به نوعی همزمان ایمانوئل کانت ارائه داد . و البته بعدها تنی چند از فیلسوفان در پاسخ به این پرسش قلم فرسایی کردند .

کانت  مقاله خود در تعریف روشن نگری چیست ؟ را اینگونه آغاز می کند :

Aufklärung ist der Ausgang des Menschen aus seiner selbst verschuldeten Unmündigkeit

ادامه دارد …



سالگشت ماتمی ابدی

مه 12, 2010

پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفا صلی الله علیه و آله ، خود و نیز امیر مومنان علی علیه السلام را دو پدر برای امت اسلام معرفی کردند و دخترشان زهرا سلام الله علیها را مادری برای خود . امت اسلام در ساختار اولیه خود نه تنها قدر این بزرگ پدران را ندانست ، بلکه در رنجش خاطر آن ها نیز کوتاهی نکرد . شاید یکی را با سم  و دیگری را به یقین با ضربه شمشیر به شهادت رساند . و حق آن بزرگ مادر ،  که به درازای تاریخ و به پهنه هستی گسترده است نیز ،  در زیر پای سربازان تشنه ی خون مظلوم ، لگدمال شد . بعد از گذشت چهارده قرن از آن روزگاران ما نیز مسلمانیم و زیربار حق بزرگ پدران و مادر اولیه خود .

بر به سوگ نشسته گان در ماتم صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها ، این ایام تسلیت باد .



دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.