تعریف ایمانوئل کانت از روشن نگری ( بخش دوم )
مه 28, 2010
ایمانوئل کانت فیلسوف عصر روشنگری
ایمانوئل کانت در ابتدای مقاله خود روشن نگری را اینگونه تعریف می کند :
Aufklärung ist der Ausgang des Menschen aus seiner selbst verschuldeten Unmündigkeit. Unmündigkeit ist das Unvermögen, sich seines Verstandes ohne Leitung eines anderen zu bedienen
روشن نگری ( Aufklärung ) خروج آدمی است از نابالغی ی ( کودکی = Unmündigkeit ) به تقصیر خویشتن خود ( selbst verschuldet ) . او سپس منظور خود از نابالغی را اینگونه بیان می کند که : نا بالغی ، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است ، بدون هدایت دیگران .
توضیح آن که : از نگاه کانت انسان ( هر چند که گذر زمان او را به بلوغ جنسی رسانده باشد ) از آن جهت که ساختار وجودش بر مبنای فکر پایه ریزی شده است ، می تواند با دو نوع نابالغی روبرو باشد .
الف : نابالغی ای که شخص آدمی ، در فروماندن در آن بی تقصیر است و آن وقتی است که فرد اساسا ازقدرت فهم و تحلیل مسائل پیرامون خود عاجز باشد . و این خود می تواند دو صورت داشته باشد و آن اینکه ، یا اساسا فرد از داشتن ابزار فهم و تحلیل که همان عقل باشد محروم است . مانند دیوانگان و یا اینکه ، ابزار فهم را دارد ولی هنوز از نظر فکری به بلوغی که بتواند تحلیل مسائل بکند و از این ابزار استفاده تام ببرد ، نرسیده است . همانند کودکان . از منظر کانت برای این قسم افراد نابالغ نسخه روشن نگری و روشن اندیشیدن ، بی معناست . چرا که اینان با قصد و اراده ، خود را در این مرحله ( عدم فهم و آگاهی ) محصور نکرده اند .
ب : نابالغی ای که شخص مقصرانه خود را در آن نگاه داشته است و آن وقتی است که شخص ، ابزار فهم و تحلیل که همان عقل باشد را در اختیار دارد ، ولی اراده ای بر اندیشه ورزی و خود اندیشی ندارد و یا بر فرض ارداده فهم ، بنا به دلایل مختلف شجاعت ورود به عرصه ی تحلیل مسائل پیرامون را از خود ستانده است . ( و یا از او ستانده اند ) و خود خواسته خود را تحت سیطره اندیشه ی عده ای دیگر قرار داده است .
کانت به عنوان یک فیلسوف ، افراد نابالغی که در دسته دوم قراد دارند را مورد خطاب قرار می دهد و می گوید : روشن نگری آن است که آدمی خود ، در باره مسائل پیرامونش بیندیشد واز زیر سایه سنگین تفکر دیگران خود را به در آرد
کانت شعار روشن نگری را این گونه فریاد می کند :
Habe Muth dich deines eigenen Verstandes zu bedienen! ist also der Wahlspruch der Aufklärung
شجاع باش در به کارگرفتن فهم ( Verstand ) خویش ! این است شعار روشن نگری .
ادامه دارد …
روشن نگری چیست ؟ از منظر ایمانوئل کانت ( بخش اول )
مه 23, 2010تندیس ایمانوئل کانت در زادگاهش کونیگسبرگ
اگر از ایمانوئل کانت ( Immanuel Kant ) فیلسوف شهیر آلمانی ( 1724 / 1804 ) به عنوان یکی از قابل احترام ترین و اثرگذارترین فیلسوفان مغرب زمین یاد کنیم ، قطعا سخنی به گزاف نگفته ایم . فیلسوفی که در طول حیات خود بالغ بر سی اثر فلسفی و غیر فلسفی از خود به جای گذاشت که از جمله مهم ترین آثار فلسفی او از : ( Kritik der reinen Vernunft ) نقد عقل نظری ، ( Kritik der praktische Vernunft ) نقد عقل عملی ، ( Kritik der Urteilskraft ) نقد قوه حکم و ( Die Methaphysik der Sitten ) مابعد الطبعیه اخلاق ؛ می توان نام برد .
در میان مجموعه آثار کانت به مقاله ای برمیخوریم تحت عنوان پاسخ به سوال روشن نگری چیست ؟ ( Beantwortung der Fage : Was ist Aufklärung ) این مقاله علی رغم حجم کم ، حاوی نکاتی بدیع و روشن گرانه است . نکاتی که با گذشت 226 سال از گوشزدشان توسط کانت ، هنوز نیز قابل تامل و بهره وری هستند و تازگی خود را از دست نداده اند .
نوشتن این مقاله را کانت در سی ام سپتامبر 1784 به پایان برد ، که در شماره دسامبر همان سال در مجله برلینیشه موناتسشریفت انتشار یافت . این مقاله در واقع پاسخی بود به طرح پرسشی چالشگرانه از سوی کشیش پروتستان اهل برلین به نام یوهان فریدریش تسولنر/ زولنر( Johan Friedrich Zöllner ) که در ذیل مقاله ای که در مخالفت با نکاح عرفی و دفاع از تزویج کلیسایی ، شرعی در سال 1783 در مجله فوق الذکر ، نوشته بود ، سوالی را تحت عنوان : به راستی روشن نگری چیست ؟ ، عنوان کرده بود .
نخستین پاسخ به این سوال را موسس مندلسزون ( Moses Mendelssohn ) و به نوعی همزمان ایمانوئل کانت ارائه داد . و البته بعدها تنی چند از فیلسوفان در پاسخ به این پرسش قلم فرسایی کردند .
کانت مقاله خود در تعریف روشن نگری چیست ؟ را اینگونه آغاز می کند :
Aufklärung ist der Ausgang des Menschen aus seiner selbst verschuldeten Unmündigkeit
ادامه دارد …
سالگشت ماتمی ابدی
مه 12, 2010پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفا صلی الله علیه و آله ، خود و نیز امیر مومنان علی علیه السلام را دو پدر برای امت اسلام معرفی کردند و دخترشان زهرا سلام الله علیها را مادری برای خود . امت اسلام در ساختار اولیه خود نه تنها قدر این بزرگ پدران را ندانست ، بلکه در رنجش خاطر آن ها نیز کوتاهی نکرد . شاید یکی را با سم و دیگری را به یقین با ضربه شمشیر به شهادت رساند . و حق آن بزرگ مادر ، که به درازای تاریخ و به پهنه هستی گسترده است نیز ، در زیر پای سربازان تشنه ی خون مظلوم ، لگدمال شد . بعد از گذشت چهارده قرن از آن روزگاران ما نیز مسلمانیم و زیربار حق بزرگ پدران و مادر اولیه خود .
بر به سوگ نشسته گان در ماتم صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها ، این ایام تسلیت باد .

نوشته شده توسط محمد جواد محمدی 